background pattern
فانی و باقی

مناجات در سوئیت بابافقیهی

در سنّت اهل حق، داستان بابا فقیه معروف است. می‌توان روایتی از این داستان را در کتاب منظوم شاهنامه‌ی حقیقت۱، سروده‌ی حاج نعمت‌الله یافت. بابا فقیه هم‌زمان با شاه خوشین بود، که به اعتقاد اهل حق یکی از مظاهر حق در قرن چهارم شمسی (یازدهم میلادی)  به شمار می‌رفت. در این حکایت گفته می‌شود چگونه نظر شفابخش الوهی، طبیعت مردی عصیانگر و مغرور را، بعد از قبول معنویت، کاملاً تغییر داد: «... با این کلمات، چشم روح بابا فقیه باز می‌شود، و او خود را به درستی می‌بیند. پس خود را به پای شاه خوشین می‌اندازد و طلب بخشایش از خداوند بخشنده می‌کند، و می‌گوید: از آستان وجودت، از تو می‌خواهم خطاهایم را ببخشی! که کور بودم و غافل، که تو را نمی‌شناختم، تو را که خیر محضی!»۲

استاد الهی به ‌طور خاص، به این مناجات تکان‌دهنده و تأثیرگذار علاقه داشت، و اغلب آن را با بداهه‌نوازی‌های گوناگون و هر بار به شکلی جدید می‌نواخت.

در این ضبط، فواصل آهنگ، در ابتدا، در یک محدوده‌ی کوچک محصور شده، با کنتراپوانی در سیمِ بم، و یک ریتم کُند، بدون طیف دینامیک (بدون شدت و ضعف صدا)، سپس آهنگ گشوده می‌شود و گسترش می‌یابد تا بتواند فواصل بزرگ‌تری را پوشش دهد و صداهایی جدید را با تغییر غیرمنتظره‌ی گام وارد قطعه کند. ریتم با ضرب‌های سنکوپ‌دار مشخص می‌شود، ضربه‌هایی که با آبشارهای نت تغییر می‌کند و یادآور گفت‌وگو و هِق‌هِق گریه است.


۱ شاهنامه‌ی حقیقت یا حق‌الحقایق، تألیف حاج نعمت‌الله جیحون‌آبادی، همراه با حاشیه برحق‌الحقایق تالیف استاد الهی، چاپ تهران، نشر جیحون، ۱۳۷۴ شمسی (۱۹۹۵ میلادی).۲ این اشعار توسط یاران شاه فضل ولی در قرون سوم و چهارم شمسی (نهم و دهم میلادی) سروده شده است.

مناجات در سوئیت بابافقیهی

فانی و باقی

۰۰:۰۰