background pattern
بازگشت به اصل خود

شیخ امیری ترکی

از طریق این قطعه که در دهه‌ی ۵۰ شمسی (دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی) در تهران ضبط شده است، شنونده مستقیم به یک فضای صمیمی و شخصی منتقل می‌شود. تنبور قبل از آواز می‌آید و ملودی آواز را رهبری می‌کند. کلام‌خوان در این قطعه دیدارگری بود علاقه‌مند به استاد و به ترتیبی این قطعه را از ته دل با حالت خضوع و خشوع می‌خواند. استاد همواره سادگی، فروتنی و صمیمیت آواز را در برابر خدا می‌ستود و با محبت به این کلام‌خوان اجازه داد تا صدای تنبور را همراهی کند و عشق خود را به خدا از طریق این آواز عمیق و ظریف ابراز دارد. صدا و ساز با تنش قوی عاطفی به همدیگر پاسخ می‌دهند و هر سکوتی این عاطفه را تکمیل، و در واقع آن را تقویت می‌کند. این درهم‌پیچیدگیِ صداها با فراخواندن متناوب نام علی۱ توسط استاد نقطه‌گذاری می‌شود. این شعر در اصل به زبان کُردیِ کُرمانجی (نزدیک به ترکی) است و توسط حضرت قُش چِی اُغلی، شخصیت بزرگ عرفانی سنّت ترکی اهل حق۲ سروده شده است:

گنهکارم، ای خزانه‌ی کَرَم، ما را به عزتِ یار، ببخش،

به آن شرط و اقرای که با بنیامین۳ داری، ما را ببخش

نورِ قدرتِ مولامان، دُرِّ دریای بی‌کران است،

ای دستگیرِ یاران، به عزتِ داوودِ نازروا، ما را ببخش.

ما را به غمِ دنیا مشغول مکن، به جمعِ نامردان مینداز.

به قلمِ زرّین پیر موسی و خدمتِ رضبار، ما را ببخش.

پناه آورده‌ایم، به یاری همچون تو که هیچ دستی بالای دستش نیست،

به خان‌الماسِ زبردست، بزرگِ مسکینان، ما را ببخش

پناه آورده‌ایم، به همچون تو بزرگی، شده‌ایم مست و مستانه،

به عزتِ مصطفی داودان۴، که ذاتش قهار است، ما را ببخش.

ما را به زرق و برقِ دنیا مشغول مکن، بینِ نامردان میفکن.

به عزتِ پیر رضبار و به لطفِ شاهِ حقیقت، ما را ببخش.

یار آن است که ما را از تمامِ گردنه‌های مسلک بگذراند و به مقصد برساند،

به آتشی که منکر را می‌سوزاند، به عزتِ آن نار، ما را ببخش.

مرشد، آن است که داناست و در راهِ حق از سر و جان بگذرد،

به خان‌ جمشیدِ، جام‌نوش، به چشمِ خمارش، ما را ببخش

 قُش چِی اُغلی گوید: ای یارِ احد و واحد و نیک‌کردار،

هفتاد هزار غلام داری، به عزتِ آنان، ما را ببخش.


۱ در این مفهوم علی، یکی از اسماءالله است.۲ اهل حق جماعتی عرفانی هستند که حدود یک میلیون کرد ایران و عراق، به اضافه‌ی لرها و ترک‌های شمال غربی ایران را دربر می‌گیرد.۳ در سنّت اهل حق کردستان، بنیامین و اسامی دیگری که بعداً در شعر می‌آید، یعنی داود، پیر موسی، رضبار و مصطفی داودان، ذات ملک‌های مقربی هستند که در قرن هفتم شمسی (چهاردهم میلادی) از همراهان سلطان اسحاق (یا سهاک و یا صحاک) بودند، که خود بنیان‌گذار مسلک اهل حق بوده و قطب معنوی آنان و مظهر ذات حق به شمار می‌رفته است. هر کدام از این ذات‌ها وظیفۀ معنوی خاصی دارند.۴ مصطفی مامور غضب الهی است.

شیخ امیری ترکی

بازگشت به اصل خود

۰۰:۰۰