

اولم تو بودی، آخرم تو باشی
۶ قطعه ها۵۶ دقیقهتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ (۲۰۱۹)
ناشر: Le Chant du Monde – Harmonia Mundi / The Metropolitan Museum of Art
«اولم تو بودی، آخرم تو باشی» سیزدهمین سیدیِ تنبور از مجموعهی Le Chant du Monde است که در یک بستهی دوتایی، عرضه شده. این بستهی دوتایی، در بهار ۱۳۹۸ شمسی (۲۰۱۹ میلادی)، همزمان با قرار گرفتن چند ساز از مجموعهسازهای استاد، در موزهی متروپولیتن شهر نیویورک، به منظور ارج نهادن به هنر استاد الهی منتشر شده است. این سیدی، شنونده را به شنیدن وجهی دیگر از هنر موسیقایی او دعوت میکند تا با درکِ فضای روحانی آن، همراه با سازهایی همچون، تنبور پنجسیم ابداعی خود، تار، و سهتار، به مراقبه و راز و نیاز با یکتا بپردازد.
یا شاه تو با من باشی
این قطعه در خانهی استاد در محیط هرروزه در میان افراد خانواده ضبط شده است. پس از اینکه استاد آغاز به نواختن میکند، میکروفونی آهسته در مقابل تنبور او گذاشته میشود، او محو در گفتوگوی صمیمیاش با خالق به نواختن ادامه میدهد.
قسمتی از این قطعه در سیدی نواهای آسمانی (قطعهی ۲) و سیدی دوتایی (تکریم، قطعهی ۲) همراه با کتاب مربوط به جشن یادبود، با عنوان تنبور مقدس: هنر استاد الهی در نمایشگاه موزهی متروپولیتن منتشر شد. اینجا در این سیدی تمام قطعه در دسترس قرارگرفته تا ارزش معنوی آن به تمامی اعاده شود. این قطعه با تنبور پنجسیمی نواختهشده و ملودی به نرمی میان جوابهای دانگ بالا و پایین (زیر و بَم) که گفتوگویی واقعی و یک دیالوگ موسیقایی را ایجاد میکند تکمیل میشود.
دست چپ با قدرت اجرا میکند، در حالی که انگشت سبابهی دست راست را استاد طوری به کار میگیرد که گویی سهتار۱ مینوازد و به سیمها طوری ضربه میزند که صدای ساز را تشدید میکند۲ و با اینکه ریتم در طول قطعه اغلب تغییر میکند ولی هیچ وقفهای در طول قطعه ایجاد نمیشود.
آهنگ (ملودی) این قطعه که توسط استاد الهی تنظیم شده، بر مبنای اشعاری از پیر رضبار است؛ تنها زنی با مقام معنوی که در سنّت کُردیِ اهل حق یک ملک مقرب به حساب میآید، در قرن هفتم شمسی (چهاردهم میلادی) میزیسته، مادر سلطان اسحاق و پیرو کامل او بود و سلطان، قطب معنوی او.
بیت اول این شعر «و منزلگاتان کامجا جیتانه» را میتوان چنین معنی کرد: «در منزلگاه ابدیتان جایگاهتان کجاست؟» استاد الهی این شعر را چنین تفسیر کرده است: در طول سفر معنویات، منزلگاه ابدیات را کجا میخواهی قراردهی؟ در نعمت این دنیا؟ در سعادت و آمرزش بهشت؟ یا در کمال که راهش مقابلت نهاده شده تا به سوی حقیقت بروی و به آن برسی؟ وقتی به حقیقت برسی، هیچ ابهامی برایت باقی نمیماند و به حقیقت رسیدهای.
اما بیت دوم «عشق حق وَ سر شیت ویتانه» را میتوان چنین ترجمه کرد: شور و عشق به حق را در قلبت داشته باش و در قلبت دیوانهی خدا باش!» استاد در باب این شعر چنین فرموده است: پس از اینکه کسی تمام مراحل معنوی را گذراند، عشق به حق در قلبش شکوفا خواهد شد. وقتی کسی به مرحلهای رسید که تمام لذایذ دنیوی برایش پوچ شد، آنگاه بدون هیچ قید و بندی دیوانهی حق خواهد شد، همچون منصور۳ که گفت: انالحق، یا زکریا۴ که زیر شکنجه خندید، یا امام حسین (ع)۵ که وقتی سرش را جدا میکردند تبسم داشت. در این مرحله، جسم و دنیا مفهومی جز «یکتا» ندارد. از این نقطه شخص به مرحلهی جذبه میرسد، مرحلهای که به هر چه مینگرد، اوست و آماده است تا خدا او را به عالم کمال ببرد.
و(چه) منزلگاتان کامجا جیتانه
(در منزلگاه ابدیتان جایگاهتان کجاست؟ (به کجا میروید))
عشقِ حق وَ سر شیت ویتانه - و منزلگاتان کامجا جیتانه.
(شور و عشق به حق را در قلبت داشته باش و در قلبت دیوانهی خدا باش! - در منزلگاه ابدیتان جایگاهتان کجاست)
رای حق راسین راسی ریتانه (۲) - یه شرطِ اقرار شرط شاتانه - باقی آخرت منزلگاتانه - یه دام بلا یه بلاتانه - عشقِ حق وَ سر شیت ویتانه - دین آشکار برملاتانه - عشقِ حق وَ سر شیت ویتانه - و منزلگاتان کامجا جیتانه
(راه حق راستی است، راستی راهتان است (۲) - این شرط و اقراری است که با شاه حقیقت بستهاید - بقای آخرت منزلگاهتان است - این (زندگی این دنیا) دام و رنج است - شور و عشق به حق را در قلبت داشته باش و در قلبت دیوانهی خدا باش! - این دین بر تو آشکار شده - شور و عشق به حق را در قلبت داشته باش و در قلبت دیوانهی خدا باش! - در منزلگاه ابدیتان جایگاهتان کجاست؟)
در ادامهی این ذکر، مناجاتی میآید که بسیار مورد علاقه استاد بود. آهنگ آن از «منصوری» الهام گرفته شده که یک نمونهی نخستین از گوشهی ایرانی (در دستگاه چهارگاه) است. آواز ذکر، شعری است بر مبنای شعری که توسط یکی از یاران معنوی شاه خوشین۶ ، به افتخار او سروده شده و شور و عشق او را به ذات حق نشان میدهد:
یا شاه،
از اول تو بودی آخِرم تو باشی،
از قطرهی آبِ مَنی، مَنَات کردی نقاشی،
با بهشت و دوزخت، کاری ندارم
امیدوارم تو با من باشی.
پس از این قطعه، مبارک بادا میآید (سیدی دوم، نواهای آسمانی، قطعهی ۱و۲). رَنگ و تغییر حالت این قطعه، لحنی حزنانگیز به آن میبخشد. سپس تعدادی موتیف با هم تلفیق میشوند که طیفی گسترده از یک پُلیفونی (چندآوایی) غنی، از تغییر هارمونیها تا تغییر تأکیدها (نوآنسها) و تغییر ریتمها ارائه میدهند.
این دستگاه از نوع ملودیهای زنگ شتری۷ است که قطعهای آهنگین، نرم و متین است و تغییرات ملایم آن یادآور صدای زنگهای یک کاروانِ در حال حرکت است.
۱ سهتار ایرانی سازی است سه سیمه که به خانواده لوتهای دسته بلند تعلق دارد.۲ استاد سهتار ایرانی را به سبک خویش مینواخت، یعنی زخمه او به سیم معکوس و از بالا به پائین بود، تا صدای محکمتری ایجاد کند. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: روح نغمات: موسیقی استاد الهی جیحون، ۱۳۸۲ شمسی (۲۰۰۳ میلادی).۳ منصور حلاج (متوفای قرن سوم شمسی (نهم و دهم میلادی))، که در هنگام جذبۀ عرفانی و اتحاد معنوی «اناالحق» گفت و به همین جرم شهید شد.۴ زکریا، پدر یحیی تعمید دهنده است که به ناحق متهم به ارتکاب جرمی شد و با اره به دو نیمش کردند.۵ امام حسین (قرن اول شمسی، ۶۸۰-۶۲۶ میلادی) نوۀ حضرت محمد و امام سوم شیعۀ دوازده امامی که در کربلا شهید شد.۶ شاه خوشین یکی از بزرگان سنّت کردی اهل حق است که به مقدس بودن تنبور رسمیت بخشید.۷ زنگ شتری قطعهای است که از حرکت کاروان شترها الهام گرفته است. روایت است که حضرت علی (ع) زنگ شترهای خود را طوری تنظیم کرده بود که آهنگ شان، شترها را تهییج کند و باعث سرعت بیشتر آنها شود.
فهرست قطعه ها
یا شاه تو با من باشی
اولم تو بودی، آخرم تو باشی
یا شاه تو با من باشی
اولم تو بودی، آخرم تو باشی