background pattern
اولم تو بودی، آخرم تو باشی

سوئیت سحری

نواختن دستگاه سحری معمولاً خبر فرارسیدن سحرگاه و بیداری طبیعت را می‌دهد. در ضمن می‌توان آن را به عنوان بانگ بیداری روح تلقی کرد، با این قطعه حضور اثرات یکتا در همه‌جا و همه‌چیز احساس می‌شود و در این زمان که همه‌ی مخلوقات در حال آواز و ستایش خالق هستند غافل و کاهل نبودن را هشدار می‌دهد.

این قطعه که از روی ضبط اوایل دهه‌ی ۴۰ شمسی (دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی) منتشر شده است، هم یک چالش تکنیکی است و هم یک چالش هنری که با یک سه‌تار کوچک ایرانی نواخته شده و استاد این سه‌تار را «بلبل» نام‌گذاری کرده بود۱. او این سه‌تار را شبیه به تنبور پنج‌سیمیِ خود (با ابعاد کوچک‌تر) می‌نواخت و برای نواختن آن، قوانین معمول را تغییر داده و تکنیک نواختن تنبور (پنج انگشت که به تمام سیم‌های ساز ضربه می‌زند، یا شُر می‌نوازد) را با تکنیک نواختن سه‌تار (زخمه زدن به سیم با انگشت سبابه) ترکیب کرده بود.

او این ملودی را در کوک «فرنگی» (کوک با فاصله‌ی سوم بزرگ) نواخته است که برای رسیدن به صدایی دلخواه، چه از نظر تکنیکی و چه از نظر فیزیکی، چالشی فوق تصور را می‌طلبد. فقط چنین نوازنده‌ی خارق‌العاده‌ای قادر است با چنین سهولت و سادگی شگفت‌آوری آن را بنوازد.

این دستگاه کامل نیست، زیرا شروع ضبط غیرِقابل استفاده است.

قطعه در مایه‌ی ماژور و با یک فاصله‌ی سومِ فا – لا آغاز می‌شود که همین فاصله پایه و زیربنای قطعه را شکل می‌دهد. هرچه آهنگ جلوتر می‌رود و ملودی بسط و گسترش می‌یابد، ریتم آغازین قطعه، با نواختن تزیین‌ها و چندین شُر در لحظات کوتاه سکوت، تغییر می‌کند. سپس دوباره به ملودی بازمی‌گردد، ولی این‌بار به صورت تک‌صدایی، به ساده‌ترین و خالص‌ترین شیوه‌ی ممکن، روی سیمی با یک انگشت نواخته می‌شود. و بعد بار دیگر با همان ویژگی‌های قبلی‌اش (مشخصه‌های ملودیک و ریتمیک)، اما سرزنده‌تر با جوش‌ و خروشی بیشتر اجرا می‌شود.

این قطعه در کُل شبیه به پیش‌درآمدی است که بسیار گسترده و پُرشور و خروش نواخته می‌شود، و ترکیبی است از سَیّالیتی ظریف و قدرتی عظیم.


۱ «بلبل» نام سه‌تار کتابی استاد بود که همیشه با آن به سفر می‌رفت. خانواده‌ی استاد الهی این ساز را به موزه‌ی فیلارمونی در پاریس هدیه کرده‌اند.

سوئیت سحری

اولم تو بودی، آخرم تو باشی

۰۰:۰۰