

اولم تو بودی، آخرم تو باشی
۶ قطعه ها۵۶ دقیقهتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ (۲۰۱۹)
ناشر: Le Chant du Monde – Harmonia Mundi / The Metropolitan Museum of Art
«اولم تو بودی، آخرم تو باشی» سیزدهمین سیدیِ تنبور از مجموعهی Le Chant du Monde است که در یک بستهی دوتایی، عرضه شده. این بستهی دوتایی، در بهار ۱۳۹۸ شمسی (۲۰۱۹ میلادی)، همزمان با قرار گرفتن چند ساز از مجموعهسازهای استاد، در موزهی متروپولیتن شهر نیویورک، به منظور ارج نهادن به هنر استاد الهی منتشر شده است. این سیدی، شنونده را به شنیدن وجهی دیگر از هنر موسیقایی او دعوت میکند تا با درکِ فضای روحانی آن، همراه با سازهایی همچون، تنبور پنجسیم ابداعی خود، تار، و سهتار، به مراقبه و راز و نیاز با یکتا بپردازد.
حَق حَقِ (و) هو هو
در جمع خانوادگی ضبط شده، با ضبطِ صوت موجود در دههی ۴۰ شمسی (دههی ۱۹۶۰ میلادی). این ملودی با سبک موجزگویی، یعنی ملودی به صورت اختصار بر روی تنبور به شنونده منتقل میشود. از همان ابتدای قطعه، آواز کاملاً صمیمی و در دانگ بالا، یعنی منطقهی صوتی زیر، و با واریاسیونهایی مناجاتگونه پیش میرود. صدای آواز و ساز در وحدت کامل هستند.
در طول آواز اصلی، همراهی تنبور به صورت یک ریتم آهسته و سنگین است. در حالی که وقتی جمع جواب میگوید، پُر از آرایه میشود.
ابیات اول این ذکر۱
حَق حَقِ هو هو- ای آقای جافم،
غُنَرَهی سرتافم، یار بیگزافم.
نیایش به ذات سلطان اسحاق۱ است که مظهر ذات الهی است. حق و هو، اسمای خداوند هستند که اشاره به حقیقت، حق، خداوند و یکتا دارند. غُنَرَه (رودخانه) و سرتاف (کف ناشی از خروش امواج) نمایانگر تلاطم شدید جریان رود و تلألوی نوری است که از زیر آب خروشان بیرون میآید. همان یار بیگزاف، به معنی یار و معبود (سلطان) که عاری از هر ناراستی است. به این ترتیب ابیات چنین معنا میشوند: جهان همچون رودخانهای خروشان و پُرتلاطم است، اما تو ای محبوبم، از هر تظاهر و گزافهای عاری هستی و حقیقت محضی که به روح جوش و خروش میدهی.
۱ واژهی «ذکر» به معنای به خاطر آوردن خداست. این ذکرها مناجاتهایی هستند که به طرز جَلی خوانده میشوند، با تکرار اسمای جلالی و جمالی خداوند.۲ سلطان اسحاق (یا سلطان سهاک)، مظهرالله، قرن هفتم شمسی (چهاردهم میلادی) و بنیانگذار مکتب عرفانی اهل حق.
فهرست قطعه ها
حَق حَقِ (و) هو هو
اولم تو بودی، آخرم تو باشی
حَق حَقِ (و) هو هو
اولم تو بودی، آخرم تو باشی